مؤلف مجهول

51

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

خداى كافر مشو و جادوى مياموز و كار مبند فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما اين جهودان و ديوان و جادوان ازيشان ياد گيرند بى از آنكه ايشان را آموزند ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ سخونهايى كه بدان سبب ميان زناشويى جدايى افگنند وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ گفت ايشان بدين جادوى به كسى بدى نتوانند رسانيد و زيانى نتوانند كرد مگر به خواست و علم خداى عز و جل . وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ الا ازيشان بياموزند چيزهايى كه مر ايشان را زيان دارد به دو جهانى وَ لا يَنْفَعُهُمْ و چه سودشان ندارد . و قصه‌ى اين چنانست كه كلبى ياد كرد اندر كتاب خود ، كه وقتى فريشتگان آسمان به زمين نگريستند ، از اهل زمين معصيت و فسادها بديدند . گفتند : يا رب نه ما گفته بوديم أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها گفته بوديم كه در زمين باز خلقانى آفرينى كه ايشان گناهان كنند و تباهيها كنند اينك مىكنند . خداوند تعالى به فريشتگان وحى كرد ، و گفت : بنگريد تا اندر آسمانها از شما فريشتگان كيست خويشتن‌دارتر و پارساتر ، صد فريشته بگزينيد ، و پس گفت : نود فريشته بگزينيد ، و پس گفت : هشتاد ، هم‌چونين تا گفت : از جمله‌ى ايشان سه تن را اختيار كنيد تا من همان شهوت كه اندر فرزندان آدم نهاده‌ام اندرين فريشتگان بنهم ، و پس ايشان را به زمين فرستم . اگر ايشان خود را از گناهان نگاه دارند و نگاه توانند داشتن ، آنگاه شما را رسد كه بر فرزندان آدم دراز زبانى كنيد . ايشان اندر آسمان سه فريشته اختيار كردند ، يكى عزا ، و ديگر عزايا ، و سديگر عزازيل . ايزد تعالى شهوت اندريشان مركب كرد اين‌كه عزازيل بود چون اندر خويشتن آن شهوت بديد و طبع او خواهان گشت مر شهوتها را ، شرم گرفت از خداى عز و جل ، به حاجت اندر خواست ، تا آن شهوت از وى برگيرد و او را به حال اول